تبليغاتX
RIAZIDANHA

با سلام و کلی معذرت خواهی برای اینکه غیبتمون خیلی طولانی شده،و فکر می کنم دلیلشو  بچه های خوانسار خوب میدونن و اونم اینه که خاطرات خوانسار خیلی تکراری شده،ولی حالا که اومدیم می خوایم یه خبر تازه بدیم،دانشکده بعد از یکسال تصمیم گرفت ورودی بگیره،حالا باید بهشون تبریک گفت یا تسلیت!!!

تبریک به خاطر اینکه پا به عرصه جدیدی گذاشتن و تقریباً وارد محیطی جدید شدن،و تسلیت به خاطر اینکه اومدن به شهر پر از هزاران مشکل،اومدن به دانشکده ای که فقط اسم دانشگاه اصفهان روشه ولی بهره ای از امکانات اونجا رو نبرده و نخواهد برد.

به هر حال این دوستای آدم هستن که سرنوشت اونا تعیین میکنن و فقط دل بستن به اونجا به خاطر دوستاشه.

امیدواریم همه ترم یکی ها حداقل دوستای خوبی پیدا کنن وتوکل کنن به خدا که ما هم همین کارو کردیم 

نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 12:31 | لینک  | 

کاش می شد به زمانی برگردم که تمام غمم شکستن نوک مدادم بود

نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 21:31 | لینک  | 

قرار شد روز ۴شنبه با جندتن از بچه های شبانه بریم دانشگاه اصفهان وبه خاطر شهریه های دانشکده اعتراض کنیم که چرا با وجود برابر نبودن امکانات خوانسار با اصفهان شبانه ها شهریه ی معادل با دانشگاه اصفهان و پرداخت می کنند خلاصه رفتیم بعد از گفتگو با دو نفر برآن شدیم که رئیس دانشگاه و ببینیم بعد از زیارت ایشون و حرف زدن از همه ی مشکلات ،اقای رامشت فرمودند که برید درستون و بخونید که این جور که به گوش من رسیده اونجا استادا به شاگردا نمره میدن واگه بیاین اینجا حتماً مشروط و...........البته بالحنی کاملاًآروم.با اینکه جوابشون و دادیم ولی کسی نیست بگه اگه ما به راحتی پاس میشیم چرا بچه ها درس میخونند تازه بعد از اینکه نمره هاشون و میبینند تعجب می کنند وانتظار بیشتری از نمره هاشون دارن واقعاً چرا ؟  
نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 21:32 | لینک  | 

بالاخره ترم ۳هم تموم شد اگرچه ترم زیاد خوبی نبود چون زیاد غصه خوردیم آنالیز ۱بااستاد شاطری برای همه ی بچه ها خاطره ای به یاد ماندنی گذاشت برای ریاضی ها که واقعاَ خاطره شد البته نه خاطره خوب،همه ی دخترا که ناراضی بودند چون نمی دونستند دکتر شاطری چطور نمره داده که ماکسیم ۱۵شده در صورتیکه خیلی ها حقشون بیشتر بود خدارو شکر که کسی هم جرِءت اعتراض نداشت خلاصه با باهمه ی اینا کنار اومدیم و اومدیم تا ترم جدید را با یه روحیه دیگه وبا تلاش بیشتر با یاری خدا شروع کنیم
نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 21:9 | لینک  | 

بالاخره بعد از کلی ترس و دلهره از آنالیز۱ امتحان میان ترم با حضور ترم ۳ایهای ریاضی و دکتر شاطری برگزار شد.از حق نگذریم امتحان آسونی بود.واقعاْ جاداره از دکتر شاطری تشکر کنیم نه به خاطر امتحان اسونش بلکه به خاطر آنالیز درس دادنش که فکر نکنم کسی مثل ایشون اینقدر آنالیز و خوب درس بده.
نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 1:43 | لینک  | 

 دوباره ترم جدید شروع شد و دکتر شاطری حرفای ناامید کنندش رو شروع کرد با وجود دلسوزیاش و تلاشش برای ما،ولی فکر کرده که ما عین خودش دکترای آنالیز داریم خلاصه انتظار بیجا از ما و هم ترمیامون. با این حال توکلت علی الله....................

نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 23:33 | لینک  | 

خیلی وقت تو وبلاگ نیومده بودیم ، اتفاقات مهم و جالبی افتاد ، از جمله اردوی شیراز که جای اونایی که نیومدند واقعاً خالی بود ،بچه ها چند ماه مشغول بر گزاری کارهای یادواره بودند، امتحانات ترم دو را پشت سر گذاشتیم،خیلی از بچه های ۸۳ گل کاشتن که از همین جا بهشون تبریک میگیم و حالا که ترم ۳ شروع شده و ورودی جدید نداریم و طبق اطلاعات رسیده دیگه هم نخواهیم داشت .       

 نمی خوایم با گفتن مشکلات پیش اومده وبلاگو خراب کنیم ولی یه چیزایی باید گفته بشه از جمله برنامه ریزی بد کلاسها ، افزایش شهریۀ شبانه ها،وقتی بحث امکانات می شه همه می گن اینجا خوانساره نه اصفهان اما موقع پول گرفتن و شهریه دادن، اینجا می شه دانشگاه اصفهان.

نمی دانیم که اینجا قرار متروکه بشه یا نه اما به نتایج فوقمون امیدواریم.

 منتظر نظراتتون هستیم.

نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 23:49 | لینک  | 

سلام.با کلی خجالت از این که یه مدته نیستیم و.............

عیدتون مبارک.انشاالله به هر چی و هر کی می خواین برسین.

زت زیاد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 1:56 | لینک  | 

ترم یک با همه ی خوبی و بدیش گذشت .همه ی بچه ها ترم ۲را با روحیه ی مضاعفی که با کسب نمرات عالی به دست آورده بودند شروع کردند البته از حق نباید گذشت که برخی اساتید محترم با لطف بی شائبه ی خود در این مسیر نقش به سزایی داشتند . آخر ترم۱ دانشکده واقعا دیدنی بود .هر جای دانشکده که می رفتیم چند تا دانشجو را می دیدیم که دور یه استاد حلقه زده و برای ۰.۲۵ التماس می کردند که ...(آقا تو را خدا ما مشروط میشیم ).اما این التماس ها در دل سنگ اساتید هیچ اثری نداشت .

از همه جالب تر استاد یکی از دروس بود که نمرات را پس از گذشت چند روز از ترم ۲ آن هم با اصرار و التماس های فراوان از طرف مسئولین و دانشجویان بخت برگشته در معرض چشمان منتظر قرار داد بماند که این اعلام نمرات چه عواقبی با خود در پی داشت (از یک کلاس ۶۸ نفره فقط ۱۵ نفر پاس شدند )

بالاخره ما هم طعم نمره ی زیر ۱۵ و افتادن و مشروطی و التماس را چشیدیم.  

نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 21:58 | لینک  | 

تو دانشگاه ما چون میخواستند بچه ها کنار خانواده هاشون باشند به همین خاطر ۲ روز زودتر به پیشواز شب باستانی یلدا رفتند.(البته امیدوارم از سال دیگه روز دانشجو یه تقویم  بدند)

این جشن توسط ترم ۳یی ها یا به قول خودشون  ۸۵ها برگزار شد سعی کرده بودند جشنشون لو نره

اما خوب حالا....

 جشن آغاز می شود....با نهایت هیجان سالن رو تاریک کرده بودندو دو سه نفر رو مجبور کرده بودند چراغ قوه دستشون بگیرند و هی بچرخونند البته فشفشه هاشون بد نبود . بعد از روشن کردن لامپ ها مادر بزرگ مجلس در حال بافتنی بافتن بود بعد گروه ارکست ،قصه ی مادر بزرگ (...)،تبلیغ کاندید شورای صنفی (اما جدای از این که جشن کار تبلیغ کردن نیست، خوب حالا می بخشیم.....)،مسابقه(اما بین خودمون باشه مسابقه دوبله شون خوب بود..)،فال حافظ و در آخر هم پذیرایی(البته به گفته خیلی ها این قسمت از همش بهتر بود چون پذیرای شون لبو و آشو وانار و سیب و نخودچی کشمش {البته به قول خودشون آجیل }ذرت بود.) 

در آخر جشنشون خیلی بالاتر از این ترم ۳ها بود.

                     

نوشته شده توسط Z#H#2M در ساعت 11:6 | لینک  |